یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۹۹ | ۰۸:۳۷ ۲۷۹ بازديد
داستان تکان دهنده
امام زمان وعروسی
3,090 بازدید

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند. هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند. لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود… imam zaman mammno برای عروس مهم بود که چه کسانی حتما در عروسی اش باشند. از اینکه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود… کاش می آمد … خیلی از کارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئیس … خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میکرد که حتما بیایند… اگر نیایید دلخور میشوم. دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و خوش بگذرانند. تدارک هم دیده بود. آهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها! بهترین تالار شهر را آذین بسته ام. چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود. آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود… همان شبی که هزار شب نمیشود. همان شبی که همه به هم محرمند. همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم… همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست. آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید. همان شبی که داماد هم آرایش می کند. همه و همه آمدند حتی … اما ………………… کاش امام زمانمان “عج” بود. حق پدری دارد بر ما… مگر می شود او نباشد؟ عروس برایش کارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود. به تالار که رسید سر در تالار نوشته بودند: (ورود امام زمان “عج” اکیدا ممنوع!) دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارک! ولی ای کاش کاری میکردی تا من هم می توانستم بیایم …. مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید. من آمدم اما … گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دختر دعا کرد…. یا صاحب الزمان شرمنده ایم …
امام زمان وعروسی
3,090 بازدید

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند. هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند. لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود… imam zaman mammno برای عروس مهم بود که چه کسانی حتما در عروسی اش باشند. از اینکه داییش سفر بود و به عروسی نمی رسید دلخور بود… کاش می آمد … خیلی از کارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئیس … خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم میکرد که حتما بیایند… اگر نیایید دلخور میشوم. دلش می خواست عروسی اش بهترین باشد. همه باشند و خوش بگذرانند. تدارک هم دیده بود. آهنگ و ارکست هم حتما باید باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها! بهترین تالار شهر را آذین بسته ام. چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود. آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود… همان شبی که هزار شب نمیشود. همان شبی که همه به هم محرمند. همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم… همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست. آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید. همان شبی که داماد هم آرایش می کند. همه و همه آمدند حتی … اما ………………… کاش امام زمانمان “عج” بود. حق پدری دارد بر ما… مگر می شود او نباشد؟ عروس برایش کارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود. به تالار که رسید سر در تالار نوشته بودند: (ورود امام زمان “عج” اکیدا ممنوع!) دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارک! ولی ای کاش کاری میکردی تا من هم می توانستم بیایم …. مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید. من آمدم اما … گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت و برای خوشبختی دختر دعا کرد…. یا صاحب الزمان شرمنده ایم …
وجود پرچم در قيام امام مهدى عليه السلام وويژگى هاى پرچم قيام از منظر روايات
استادشیخ سلطان مرتضی میرزایی
چهار توصیه ی پیامبر به حضرت زهرا سلام الله در وقت خواب
متن وترجمه سوره فلق+تفسیر
اجنه اززبان مرتضی میرزائی /موکل واسامی ونام طایفه های جن/ ترسی ندارد بخوانیدتادیگرنترسید
پاسخ های شنیدنی شیطان به رسول خدا(ص)/روزی گفتگویی میان شیطان ورسول خدا(ص)اتفاق افتادپاسخهای شیطان به ایشان شنیدنی است
فتنه گران ودوبهم زنان فکرآینده خودنیستندکه میخواهندشرایط بهتری حس کنندیابدترمیشودویاخودشان هم قراراست تجربه سخت کنندولی شیطان نمیگذاردکه حلالیت طلبت ودرامان بماند وبس
داستانی زیبا و بسیار آموزنده درباره کمک به فقرا و پاداش کمک ازخداوند
زیارت نیابتی توسط خادم امام حسین(ع) در کربلابرای شما به مناسبت روز عرفه لطفا نام و نام خانوادگی و کشور خودتون رو معرفی کنید انشاالله که قبول باشه انشاالله
صدای طبل رسوایی می آید!اینبارنوبت کیست؟؟محرمانه های سلطان مرتضی میرزایی ازبندرعباس که نوشته ی پررمزی هم است ولی بسیارجالب وخواندنیست؟